شراب خواری عمر در کتب اهل سنت!
جمعه, ۴ مرداد ۱۳۹۲، ۱۱:۲۱ ق.ظ
شراب خواری عمر در کتب اهل سنت!با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد «عمر مىگوید:... به «خمر» (مشروبات مست کننده) خمر گویند چه آنکه عقل انسان را مىپوشاند...».(1) مطابق این قول هر که شرابخوار باشد بر عقل او سرپوشى گذاشته شده است. مىخواهیم بدانیم آیا عمر که جمله فوق را گفته است خود از خمر پرهیز داشت؟ با کمال تأسف باید گفت: یکى از کسانى که در جاهلیت و اسلام (لااقل تا سال هشتم هجرى) نتوانست از شرابخوارى دست بردارد شخص خلیفه ثانى عمر بن الخطاب بود. قبل از ذکر مدارک شرابخوارى عمر به آنچه که در صحاح آمده توجه مىکنیم: در منزل ابو طلحه انصارى مجلس شرابى ترتیب داده شد که در آن این افراد شرکت داشتند: 1 - ابو طلحه (صاحب خانه)، 2 - ابو عبیده جراح (گور کن مکه)، 3 - أبی بن کعب، 4 - ابو دجانه (سماک بن خرشه)، 5 - سهیل بن بیضاء، 6 - معاذ بن جبل، 7 - ابو ایوب و مردانى از اصحاب رسول خدا (صلى الله علیه و آله) و گروهى از انصار و نیز انس بن مالک که جوانترین آنها و ساقى قوم بود. (2) در همین هنگام خبر رسید که شرب خمر حرام شد. (سال هشتم هجرت). علامه امینى در ج 7 الغدیر از ص 95 إلى ص 102 بحث جالبى در این زمینه دارد و در ضمن آن از ابن حجر در فتح البارى و عینى در عمدة القارى (که هر دو در شرح صحیح بخارى مىباشد) نقل کرده است که ابو بکر و عمر بن الخطاب نیز جزء آنان بودهاند. حتى گفتهاند که ابو بکر در رثاء کشتههاى بدر از قریش اشعارى خواند و چون خبر به رسول خدا (صلىالله علیه و آله) رسید با غضب نزدشان رفت و چون حضرتش را با آن حال دیدند گفتند: نعوذ بالله من غضب رسول اللّه . ابن حجر در اصابه مىنویسد که ابو بکر قبل از تحریم خمر شراب خورد و در رثاى کشته شدگان بدر از مشرکین اشعارى سرود. (البته از روایت بخارى که انس مىگوید من به ابو طلحه وفلان وفلان خمر مىنوشاندم برمىآید که مراد، ابو بکر و عمر مىباشند). اما آنچه که در صحاح درباره شرابخوارى عمر آمده چنین است: «عمر گفت: خدایا! در مورد خمر بیان کافى و روشنى بفرما. آیهاى که در سوره بقره است نازل شد. «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فیهِما اِثْمٌ کَبِیرٌ...»; یعنی: درباره شراب و قمار از تو مىپرسند بگو در آن دوگناهى بزرگ است. (3) آیه را براى عمر خواندند. او گفت: خدایا در مورد خمر، بیانى روشن بفرما. (گوئیا از نظر عمر گناه بزرگ بیان روشنى نبود!) آیهاى که در سوره نساء است نازل شد: «یا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَأَنْتُمْ سُکارى»; یعنی: اى کسانى که ایمان آوردهاید در حال مستى به نماز نزدیک نشوید. (4) آیه را براى عمر خواندند. گفت: خدایا! در مورد خمر بیانى روشن بفرما. آیهاى که در سوره مائدة است نازل شد. تا آنجا که فرمود: «فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ». (5) یعنى آیا دست بر مىدارید؟ که عمر دو بار گفت: دست برداشتیم. (6) ممکن است در پاسخ گفته شود که از مجموع مجلس منعقد شده در منزل ابو طلحه و روایات صحاح چنین بر مىآید که ابو بکر و عمر تا قبل از نزول حرمت خمر شراب مىنوشیدند و بعد از آنکه حرام شد دیگر از آن نخوردند. مىگوئیم: أوّلاً - هر چه که در آن گناه باشد قطعا حرام است ولو آنکه داراى منافعى هم باشد و لذا نمىتوان گفت که خداوند فرمود: در خمر گناهى بزرگ است ولى آن را حرام نکرد. مگر ممکن است که چیزى حرام نباشد ولى مرتکب آن گناهکار باشد؟! ولذا عدهاى از علماى اهل سنت نوشتهاند که حرمت خمر به آیه سوره بقره بوده است نه به آیه سوره مائده.(7) ثانیاً - عمر تا آخر عمر دست از خوردن شراب مسکر برنداشت و حتى اتفاق افتاده که ظرف شراب او را دیگرى خورد و مست شد و عمر نیز او را تازیانه زد. (8) ثالثاً - عمر خود دستور به خوردن نبیذ شدید مىداد و چاره آن را نیز اضافه کردن آب دانسته و صریحا مىگوید: «اگر از شدت نبیذى مىترسید بدان آب بیفزائید».(9) نکته دیگرى که از روایات صحاح بر مىآید اینکه: وقتى آیات مربوط به خمر نازل مىشد آن را بر عمر مىخواندند. سؤال این است: مگر عمر در میان اصحاب چه خصوصیتى داشت که آیات فوق بر او خوانده مىشد؟ آیا چنین نبود که در میان آنها علاقه او به شرب خمر از همه بیشتر بوده و دیرتر از همه آن را ترک کرد؟ (البته اگر از روایت نسائى و روایاتى که علامه امینى رحمهالله از بعض کتب اهل سنت مبنى بر استمرار شرب خمر به عنوان نبیذ شدید، چشم پوشى کنیم.) پی نوشت ها: (1) الف - صحیح بخارى، ج 7 ص 137، کتاب الاشربة، باب ما جاء فی أنّ الخمر ما خامر العقل. ب - سنن أبی داود، ج 3 ص 324، کتاب الاشربة، باب اول، ح 3669. «... والخمر ما خامر العقل...». (قسمتى از حدیث صحیح بخارى). (2) الف - صحیح بخارى، ج 6 ص 67، تفسیر سوره مائده. «قال انس:... فانى لقائم أسقى ابا طلحة وفلانا وفلانا...». (لابد اسم آن دو نفر را فراموش کرده بود!). ب - صحیح مسلم، ج 3 ص 72 - 1570، کتاب الاشربة، باب اول، ح 9 - 3. او اسامى مذکور در متن را در ضمن 4 حدیث مىآورد. ج - سنن أبی داود، ج 3 ص 325، ابتداى کتاب الاشربة، ح 3673. «عن أنس قال: کنت ساقى القوم حیث حرمت الخمر فی منزل أبی طلحة...». (همین و دیگر هیچ). د - سنن نسائى، ج 8 ص 300 و 301، کتاب الاشربة، باب 2 ح 5551 و 5552. او در حدیث شماره 5552 از قول انس چنین مىنویسد: «کنت أسقى ابا طلحة وأبی بن کعب وابا دجانة فی رهط من الانصار...». (3) آیه 219 از سوره بقرة. یعنى: از تو درباره شراب و قمار مىپرسند. بگو در آنها گناهى بزرگ... مىباشد. دنباله آیه مىگوید... و منافعى براى مردم دارد که گناه آن دو از منافعشان بیشتر است. عدهاى -از جمله عمر- شراب را مىخوردند به این عذر که ما براى منفعتش مىخوریم نه براى گناه! گوئیا با این نیت گناه برطرف مىشود! (4) آیه 42 از سوره نساء، یعنى: اى مومنین در حال مستى به نماز نزدیک نشوید. (5) آیه 91 از سوره مائدة. یعنى: همانا شیطان مىخواهد به وسیله شراب و قمار بین شما دشمنى و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و نماز باز دارد. آیا دست برمى دارید؟ (6) الف - سنن ترمذى، ج 5 ص 236، کتاب تفسیر القرآن، باب 6، تفسیر سوره مائدة، ح 3049. «... فدعى عمر فقرئت علیه فقال: انتهینا انتهینا. ب - سنن أبی داود، ج 3 ص 325، کتاب الاشربة، باب اول، ح 3670. او قول عمر را با یکبار کلمه: «انتهینا» مىآورد. ج - سنن نسائى، ج 8 ص 299، کتاب الاشربة، باب اول، ح 5550. او مىنویسد: لما نزل تحریم الخمر قال عمر: اللهم بیّن لنا فی الخمر بیانا شافیا... (!) ما که نفهمیدم بعد از نزول تحریم دیگر بیان شافى چیست؟! از همین روایت نیز معلوم مىشود که قبلا خمر حرام شده بود. چنانچه بعض علماى اهل سنت تصریح کردهاند که رسول خدا صلىاللهعلیهوآلهوسلم بعد از بعثت اول چیزى را که حرام کرد شرب خمر و منازعه و ناسزاگوئى بوده است. (7) ر ک: الغدیر، ج 7 ص 101. (8) همان، ج 6 ص 257 و 258. (9) سنن البیهقی، ج ۸، ص ۲۹۹ ؛ المبسوط، ج ۲۴، ص ۱۱ ؛ اجامع المسانید أبی حنیفه، ج۲، ص 1۹۲ ؛ کنز العمال، ج ۵، ص ۵۲۲ . برچسبها: عمر بن الخطاب, شراب, شراب خواری, اهل سنت, صحیح بخارید>>سلام بر جویندگان حقیقت: من محمود ، 21 سال سن دارم ، اهل مطالعه و تحقیق هستم و کتاب های روایی و حدیثی زیادی از فریقین شیعه و سنی خوانده ام. تا جایی که تونستم کتاب های اهل سنت را مطالعه کرده ام؛ و در زمینه عقاید و احکام و نحوه پیدایش و نشو و نمای این فرقه اسلامی ، اطلاعات بسیاری در دست دارم. با این همه در هیج جا و هرگز نیافتم که رسول خدا، یک بار مردم را سفارش به پیروی از خلفای سه گانه کرده باشد. در عوضِ آن ، در بسیاری از کتب اهل سنت ، حدیث زیر نقل شده است: رسول خدا (ص) می فرمایند: «هر که می خواهد مانند من زندگی کند و مانند من از دنیا برود و در همان بهشت جاویدانی که پروردگارم برای من مهیا ساخته، ساکن شود، باید ولایت علی را پس از من برگزیند و دوستداران علی را دوست بدارد و پس از من به اهل بیتم بپیوندد و از آنها پیروی و تبعیّت کند چرا که آنان عترت من اند، از طینت من آفریده شده اند و دانش و فهم من به آنها داده شده است. پس وای بر کسانی که از امّتم که فضیلت آنان را نادیده گرفته و رَحِم مرا به جای وصل، قطع کنند؛ خداوند آنان را هرگز از شفاعتم بهره مند نخواهد ساخت». مصادر و اسناد حدیث فوق در کتب اهل سنت: مستدرک حاکم ج 3، ص 128 ؛ معجم الکبری الطبرانی ج 5، ص 220، ح 5067 ؛ کنز العمال ج 12، ص 103، ح 34198 ؛ تاریخ ابن عساکر ج 2، ص 95 ؛ حلیة الأولیاء ج1، ص 86 ؛ مناقب خوارزمی ص 34
۹۲/۰۵/۰۴