مصطفی خاکساری

۹ مطلب در فروردين ۱۳۹۳ ثبت شده است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۳ ، ۲۲:۱۲
مصطفی خاکساری
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۳ ، ۲۲:۱۰
مصطفی خاکساری
در زمان خلیفه دوم، زن بارداری را پیش وی آوردند که به گناه خویش اعتراف کرده بود و خلیفه دستور داد بر او حد جاری کنند.-در هنگامی که آن زن را می بردند تا او را مجازات کنند- امیر مومنان صلوات الله علیه با وی برخورد کرد و -از اطرافیان- پرسید: قضیه این زن چیست؟گفتند: خلیفه دستور داده بر او حد جاری شود.امیرالمومنین علیه السلام فرمود آن زن را برگردانند. سپس خطاب به خلیفه فرمودند: تو بر خودش مسلط هستی، ولی بر بچه ای که در شکم اوست چه تسلطی داری (گناه آن بچه چیست)؟ شاید -هم- بر سر آن زن فریاد زده ای یا او را ترسانده ای (تا اقرار گرفتی).خلیفه گفت: بله، این گونه بوده. (او را ترسانیده ام تا اقرار گرفته ام)حضرت علی علیه السلام فرمود: آیا نشنیده ای که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلمفرموده اند: حدی نیست بر کسی که بعد از شکنجه اعتراف کرده است؛ و -همچنین- کسی که به زنجیر کشیده شود یا زندان شود و یا تهدید شود اقرارش پذیرفته نیست.پس خلیفه دستور به آزادی آن زن داد و گفت: زنان عاجزند که مثل علی بن ابیطالب-علیه السلام- را به دنیا آورند، اگر علی -علیه السلام- نبود عمر هلاک میشد. ----------------------------------------------منبع: کتاب گزیده ای جامع از الغدیرنوشته: محمدحسن شفیعی شاهرودی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۳ ، ۰۲:۲۱
مصطفی خاکساری
عجیب ترین فتوا...!!خوردن گوشت ذبح شده بدست شیعیان حرام است!ابن جبرین، مفتی وهابیمسلماً من ذبح آن رافضی را حلال نمیدانم ...این رافضیان غالباً مشرک هستند و علی بن ابی طالب را دائماً در سختی و آسانی حتی در عرفات و طواف و سعی صفا و مروه می خوانند و فرزندان او را امامانشان می خوانند همانطور که بارها از آنان شنیده ایم و این بزرگترین شرک و ارتداد از اسلام است.خدا شرّشان را کم کند و صلّی الله علی محمد و آله و صحبه و سلّم!!!***آنچه که امروز در بین شیعیان از کم اهمیّت ترین مسائل شمرده می شود، در وهابیّت آنچنان اهمیّت ویژه ای دارد که تمام وقت و هزینه ی خود را صرف شناخت مکتب تشیّع کرده اند،تا با شناخت ضعف ها، برای ضربه زدن و ایجاد تنفّر از شیعیان راهی پیدا کنند.موضوعی که برای همگان سؤال ایجاد می کند ترس بیش از اندازه ی آنها از مکتب تشیّع است، دلیل این همه هراس چیست؟اقدامات آنها ازقبیل همین مطلبی که ذکر شده است؛ آنقدر علیه شیعه و مکتب تشیّع شدّت گرفته است که با تعصّب و کینه توزی خون شیعه را ثواب می دانند و مالش را حرام؛ چگونه می شود که تا این حد پیش می روند؟***روش های جذب در فرقه ی ضاله ی بهائیتاستفاده از دروغ: تکیه وهابیت بر عقل است و آنچنان دروغ را به صورت استدلال منطقی به افراد عرضه میکنند که اگر ذهنی با اصول منطقی و فلسفه ورزیده نشده باشد، به راحتی نمی تواند اشکالات آن را تشخیص دهد؛ لذا سخنان مبلّغ وهابی را درست می انگارد وکلامش را می پذیرد. ظاهر فریبنده:وهابیون ظاهری مذهبی دارند و از عقائد خود متعصبانه دفاع می کنند. آنان سعی می کنند به احکام مذهبیشان کاملاً عمل کنند. وقتی که افراد این پایبندی به مذهب را در وهابیون مشاهده می کنند، با خود می گویند که لابد این مذهب، مذهب حق است و راه آنان درست و خالی از اشکال؛ در صورتی که این چنین نیست.امکانات مالی :باید به یاد داشته باشیم که دولت ثروتمند عربستان سعودی پشتوانه مالی عظیمی برای وهابیت به شمار می رود، بنابراین آن ها به راحتی می توانند هر گونه امکانات مالی را در اختیار داشته باشد و حتی افراد را با دادن پول و وعده های مالی به سمت خود بکشانند.***در این مسیری که آن ها در پیش گرفته اند کمتر بوی دیانت و مسلمانی به مشام می رسد، اما باید هوشیار باشیم که در مسیر درست گام برداریم و موضوع فتنه وهابیت را بیش از پیش جدی بگیریم تا روزی افسوس زمان های از دست رفته را نخوریم.با توکل برخدا؛ وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ ،در اینجا به پاسخ شیخ وهابی که درمورد سؤالی مرتبط با شیعه مطرح شده است می پردازیم تا دشمنی این افراد را با شیعیان نشان دهیم :متن سوال:بسم الله الرحمن الرحیمحضرت! شیخ عبد الرحمن الجبرین حفظه الله، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.و بعد... در شهر ما شخصی است رافضی(شیعه)، که کارش قصابی است و اهل سنت او را برای ذبح حیواناتشان نگه داشته اند. برای همین دلایلی برای تعامل با این رافضی در این شغل وجود دارد... حکم تعامل با این شخص رافضی و امثال او چیست؟ و حکم حیوانی که بدست او کشته شده چیست؟ آیا حلال است یا حرام؟ به ما در این مسئله فتوا دهید.اجر تان با خدا و الله ولی التوفیق.جواب استفتاء: علیکم السلام و رحمة الله و برکاتهو بعد ... مسلماً من ذبح آن رافضی را حلال نمیدانم و گوشت قربانی او را نمی خورم؛ زیرا این رافضیان غالباً مشرک هستند و علی بن ابی طالب را دائما در سختی و آسانی حتی در عرفات و طواف و سعی صفا و مروه می خوانند و فرزندان او را امامانشان می خوانند همانطور که بارها از آنان شنیده ایم و این بزرگترین شرک و ارتداد از اسلام است. پس مستحق قتل می باشند؛ زیرا در وصف علی (رضی الله عنه) غلوّ می کنند و او را با اوصافی که جز برای خدا صحیح نیست، توصیف می کنند، چنانکه در عرفات از آنها شنیده ایم. بنابراین آنها مرتد شمرده می شوند؛ زیرا او (علی) را ربّ و خالق و متصرف در هستی می دانند، کسی که غیب می داند و در ضرر و نفع آنها و ... تأثیر دارد و نیز آنها به قرآن کریم افترا می بندند و گمان می کنند که اصحاب پیامبر آن را تحریف کرده اند و چیزهای زیادی از آن را که مربوط به اهل بیت و بزرگانشان بوده حذف نموده اند. پس بنابراین از قرآن پیروی نمی کنند و آن را مایه گمراهی می دانند و نیز آنها بزرگان صحابه مانند خلفای سه گانه و بقیه عشره و أمهات المؤمنین و مشاهیر صحابه مانند انس و جابر و ابی هریره و ... را قبول ندارند و احادیثشان را دروغ می دانند، یا دلیلی برای آنچه که می گویند، نمی بینند. ولی با وجود این سرشان را بلند می کنند و می گویند چیزی در دلشان نیست و در درونشان آنچه را که اعتقاد دارند، پنهان می کنند و می گویند هر کس در دین تقیه نداشته باشد دین ندارد. ادعای آنان در مورد برادران ما و دین دوستی شان پذیرفته نیست الخ... عقیده آنان نفاق است.خدا شرّشان را کم کند و صلّی الله علی محمد و آله و صحبه و سلّم!!!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۳ ، ۰۲:۲۰
مصطفی خاکساری
ابان از سلیم نقل مى کند که گفت : با امیرالمؤ منین علیه السلام از صفین مى آمدیم ، لشکر نزدیک صومعه یک راهب پیاده شدند. از صومعه پیرمرد سالخورده زیبا و خوش چهره اى بیرون آمد در حالى که کتابى در دستش بود و چهره هاى مردم را با دقت نگاه مى کرد تا بهامیرالمؤ منین علیه السلام رسید و ایشان را با عنوان خلیفه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خواند و گفت :"السلام علیک یا خلیفه رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم "حضرت فرمود: مرحبا اى برادرم شمعون فرزند حمون ، حالت چطور است ؟ خدا تو را رحمت کند.او پاسخ داد: سلام بر تو اى امیرالمؤ منین علیه السلام و اى آقاى مسلمین و اى وصى رسول رب العالمین . من از نسل مردى از حواریین برادرت عیسى بن مریم هستم . من از نسل شمعون بن یوحنا وصى حضرت عیسى  هستم که از بهترین دوازده نفر حواریین آن حضرت و محبوب ترین آنان نزد او و مقدم آنها در پیشگاه او بود و عیسى بن مریم به او وصیت کرد و کتابها و علم و حکمتش را به او سپرد. و خاندانش همچنان بر دین او ثابت ماندند و به آیین او پایدار بودند و کافر نشدند و تبدیل و تغییرى ندادند.*منبع: اسرار آل محمد، ص 366 و 367.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۳ ، ۰۲:۱۵
مصطفی خاکساری
موضوع: قبل از خلافت امیرالمومنینکلمات کلیدی: ابوبکر، امیرالمومنین، سقیفه بنی ساعده، عمر بن خطاب، نماز جمعه جریان سقیفه ی بنی ساعدهدر نخستین ساعاتی که امیرالمومنین علیه السّلام مشغول غسل پیامبر صلی الله علیه و آلهو رسیدگی به امور ایشان بود، عده ای از انصار در محلی به نام سقیفه ی بنی ساعده جمع شدن.د هدف آن ها انتخاب خلیفه ی بعد از پیامبر بود.این در حالی بود که زمان زیادی از جریان غدیر نمی گذشت!در حالی که در شورای سقیفه، رشته ی کار در سقیفه در دست انصار بود، اما وقتی ابوبکر و عمر و ابوعبیده که ازمهاجران بودند از برپایی چنین انجمنی آگاه شدند بدن پیامبر را که برای غسل آماده می شد ترک کردند و به انجمن انصار در سقیفه رفته و بعد از کشمکش های فراوان [1]بالاخره ابوبکر به عنوان خلیفه انتخاب شد. دلسوزی ابوسفیان برای اسلام؟در خلال این جریانات، ابوسفیان به خانه ی حضرت علی رفت و به او گفت:دستت را بده تا با تو بیعت کنم و دست تو را به عنوان خلیفه ی مسلمانان بفشارم، که هرگاه من با تو بیعت کنم احدی از فرزندان عبد مناف[2] با تو به مخالفت بر نمی خیزد، و اگر فرزندان عبد مناف با تو بیعت کنند کسی از قریش از بیعت تو تخلف نمی کند و سرانجام همه ی عرب تو را به فرمانروایی م یپذیرند. ولی حضرت علی سخن ابوسفیان را با بی اهمیتی تلقی کرد و چون از نیت او آگاه بود، فرمود:من فعلاً مشغول تجهیز پیامبر هستم. چرا امام، پیشنهاد ابوسفیان را رد کرد؟اگر امام این پیشنهاد را قبول می کرد، احتمالا بسیار زیاد، ایشان به خلافت می رسید، زیرا به همان دلائلی که ابوسفیان به امام گفت، با توجه به قدرت اجتماعی بیعت کنندگان و محدودیت سقیفه ی بنی ساعده و اختصاص آن به عده ای خاص، موجبات خلافت ایشان فراهم می شد.می توان برای این عمل امام، دو دلیل ذکر کرد:اولا بیعت خصوصی چند نفر از شخصیتها با حضرت علی دور از واقع بینی بود و تاریخدرباره ی این بیعت همان داوری را می کرد که درباره بیعت ابوبکر کرده است. زیرا زمامداری حضرت علی که در واقع از جانب خدا تعیین شده بود، نیازی به بیعت گرفتن نداشت و رای گیری برای خلافت عملا در تضاد با نصب الهی امام بود، و موضوع خلافت را از الهی بودن-تعیین شدن از جانب خدا- خارج می ساخت و در مسیر یک مقام انتخابی قرار می داد.اما دلیل دوم:[3]هنگامی که ابوسفیان به امام آن پیشنهاد را داد، امام با کنایه پاسخ داد:«تو در پی کاری هستی که ما اهل آن نیستیم »همچنین نقل شده که امیرالمومنین  به او گفت: تو جز فتنه و آشوب هدف دیگری نداری. تو مدتها بدخواه اسلام بودی. من به نصیحت تو نیازی ندارم!-----------------------[1]جزییات، در کتب تاریخی موجود است.[2]از اجداد پیامبر اکرم[3]این مطلب در نهج البلاغه هم نقل شده است.با تصرف و تلخیص از فروغ ولایت استاد سبحانی گرفته شده از سایت ابوتراب
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۳ ، ۲۱:۳۷
مصطفی خاکساری
موضوع: صفات شیعیانکلمات کلیدی: برائت، دوستی و دشمنی، شفاعت، عمل، مهربان پسر ابى نجران گفت: از امام رضا علیه السّلام شنیدم که فرمود:هر کس با شیعیان ما دشمنى ورزد، با ما دشمنى ورزیده، و هر کس شیعیان ما را دوست بدارد، ما را دوست داشته، چون آنها از ما هستند و از سرشت ما خلق شده‏اند.هر کس آنان را دوست بدارد، از ماست، و هر کس آنها را دشمن بدارد، از ما نیست. شیعیان ما به نور خدایى مى‏نگرند و در رحمت خداوند غوطه‏ورند و به کرامت الهى رستگارند. هیچ یک از شیعیان ما مریض نمى‏شود مگر این که ما به خاطر بیمارى او بیمار مى‏شویم، و مغموم و اندوهگین نمى‏شود مگر این که ما به خاطر غم و غصه‏اش اندوهناک مى‏شویم، و شاد نمى‏شود مگر این که ما به خاطر شادى‏اش فرحناک مى‏شویم. هیچ یک از شیعیان ما، در هر کجا که باشد، چه در مشرق و چه در مغرب، از ما پنهان و غایب نیست. هر کدام از آنها از دنیا برود و از خود قرضى بجا گذارد، اداى آن بر عهده ماست و اگر مالى از خود بجا گذارد، تعلّق به وارثانش دارد. شیعیان ما کسانى هستند که نماز بر پا مى‏دارند، زکات مى‏دهند، حجّ خانه خدا را بجا مى‏آورند،ماه رمضان روزه مى‏گیرند، اهل بیت پیامبر را دوست مى‏دارند و از دشمنانشان بیزارى مى‏جویند. آنها اهل ایمان و تقوى و اهل ورع و پرهیزکاریند. هر کس [مقاله‏] آنها را نپذیرد، [دین‏] خدا را نپذیرفته و هر کس به آنها طعنه زند و سرزنششان نماید، خدا را سرزنش کرده، چون اینها بندگان حقیقى خداوند و اولیاى راستین او هستند.به خدا سوگند، هر یک از آنها در جماعتى مثل قبیله ربیعه و مضر [که به زیادى نفرات در عرب مشهورند] شفاعت مى‏کند و خداوند شفاعت او را در باره آنها مى‏پذیرد و این، براى کرامتى است که اینان در پیشگاه خدا دارند .[1] ________________________________________________________پی نوشت:[1]. صفات الشیعه-ترجمه توحیدى، ص: 25
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۳ ، ۲۱:۳۴
مصطفی خاکساری
موضوع: صفات شیعیانکلمات کلیدی: دین، شیعه، عیب امام محمّد باقر علیه السّلام به جابر فرمود:اى جابر، همانا شیعه على علیه السّلام کسى است که صدایش از گوشش تجاوز نمى‏کند و دشمنى‏اش از بدنش به دیگرى نمى‏رسد. دشمن ما را مدح و ستایش نمى‏کند، به کسى که بغض و کینه ما را دارد، نمى‏پیوندد و با کسى که بر ما عیب مى‏گیرد همنشینى نمى‏کند.شیعه على علیه السّلام کسى است که همچون سگ زوزه نمى‏کشد، همچون کلاغ طمع نمى‏ورزد و اگر از گرسنگى هم بمیرد، چیزى از مردم (غیر از برادران دینى‏اش) درخواست نمى‏کند.آنها زندگى محقّرى دارند و خانه بدوشند. اگر [جایى‏] حضور داشته باشند، کسى آنها را نمى‏شناسد، و اگر غایب باشند، کسى سراغ آنها را نمى‏گیرد، اگر مریض شوند، کسى به عیادتشان نمى‏رود و اگر از دنیا بروند، کسى بر جنازه آنها حاضر نمى‏شود. آنان در درون قبرهایشان یک دیگر را زیارت مى‏کنند.جابر گفت، به امام عرض کردم: در کجا اینان را بجویم؟ فرمود: در اطراف زمین و در میان بازارها، و این، فرمایش خداى بزرگ است که [در باره این گروه‏] مى‏فرماید: «نسبت به مؤمنین فروتن هستند و در برابر کافران، سرفراز و با عزّتند».[1] ________________________________________________________پی نوشت:[1]. صفات الشیعه-ترجمه توحیدى، ص: 50
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۳ ، ۰۱:۵۴
مصطفی خاکساری
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۳ ، ۲۲:۰۲
مصطفی خاکساری