تصاوی گرافیکی امام علی(ع)
سه شنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۲، ۰۷:۳۷ ق.ظ
بسْم الله الْرحْمن الْرحیمْروزی حضرت علی (علیه السلام ) مشاهده نمود زنی مشک آبی به دوش گرفته و می رود . مشک آب را از او گرفته و به مقصد رساند؛ ضمنا از وضع او پرسش نمودمزن گفت :علی بن ابی طالب همسرم را به ماءموریت فرستاد و او کشته شد و حال چند کودک یتیم برایم مانده و قدرت اداره زندگی آنان را ندارم . احتیاج وادارم کرده که برای مردم خدمتکاری کنم .علی (علیه السلام ) برگشت و آن شب را ناراحتی گذراند . صبح زنبیل طعامی با خود برداشت و به طرف خانه زن روان شد . بین راه ، کسانی از علی (علیه السلام ) درخواست می کردند زنبیل را بدهید ما حمل کنیم .حضرت می فرمود :- روز قیامت اعمال مرا چه کسی به دوش می گیرد ؟به خانه آن زن رسید و در زد . زن پرسید :کیست ؟حضرت جواب دادند :- کسی که دیروز تو را کمک کرد و مشک آب را به خانه تو رساند ، برای کودکانت طعامی آورده ، در را باز کن !- خداوند از تو راضی شود و بین من و علی بن ابیطالب خودش حکم کند .حضرت وارد شد ، به زن فرمود :- نان می پزی یا از کودکانت نگهداری می کنی ؟زن گفت :- من در پختن نان تواناترم ، شما کودکان مرا نگهدار !زن آرد را خمیر نمود . علی (علیه السلام ) گوشتی را که همراه آورده بود کباب می کرد و با خرما به دهان بچه ها می گذاشت .با مهر و محبت پدرانه ای لقمه بر دهان کودکان می گذاشت و هر بار می فرمود :فرزندم ! علی را حلال کن ! اگر در کار شما کوتاهی کرده است .خمیر که حاضر شد ، علی (علیه السلام ) تنور را روشن کرد . در این حال ، صورت خویش را به آتش تنور نزدیک می کرد و می فرمود :- ای علی ! بچش طعم آتش را ! این جزای آن کسی است که از وضع یتیمها و بیوه زنان بی خبر باشد .اتفاقا زنی که علی (علیه السلام ) را می شناخت به آن منزل وارد شد .به محض اینکه حضرت را دید ، با عجله خود را به زن صاحب خانه رساند و گفت :وای بر تو ! این پیشوای مسلمین و زمامدار کشور ، علی بن ابی طالب (علیه السلام ) است .زن که از گفتار خود شرمنده بود با شتاب زدگی گفت :- یا امیرالمومنین ! از شما خجالت می کشم ، مرا ببخش !حضرت فرمود :- از اینکه در کار تو و کودکانت کوتاهی شده است ، من از تو شرمنده ام
۹۲/۰۵/۰۱