سوره والعادیات
سه شنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۲، ۱۰:۵۰ ق.ظ
بسْم الله الْرحْمن الْرحیمْابوبصیر می گوید :از امام صادق (علیه السلام ) در مورد سوره والعادیات پرسیدم ، امام (علیه السلام ) فرمود : این سوره در ماجرای وادی یابس (بیابان خشک ) نازل شده است . پرسیدم : قضیه وادی یابس از چه قرار بود .امام صادق (علیه السلام ) فرمود :- در بیابان یابس دوازده هزار نفر سواره نظام بودند ، باهم عهد و پیمان محکم بستند که تا آخرین لحظه ، دست به دست هم دهند و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم ) و علی (علیه السلام ) را بکشند .جبرییل جریان را به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اطلاع داد . حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم نخست ابوبکر و سپس عمر را با سپاهی چهار هزار نفری به سوی ایشان فرستاد که البته بی نتیجه بازگشتند .پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مرحله آخر علی (علیه السلام ) را چهار هزار نفر از مهاجر و انصار به سوی وادی یابس رهسپار نمود . حضرت علی (علیه السلام ) با سپاه خود به طرف آن بیابان خشک حرکت کردند .به دشمن خبر رسید که سپاه اسلام به فرماندهی علی (علیه السلام ) روانه میدان شده اند . دویست نفر از مردان مسلح دشمن به میدان آمدند .علی (علیه السلام ) با جمعی از اصحاب به سوی آنان رفتند . هنگامی که در مقابل ایشان قرار گرفتند . از سپاه اسلام پرسیده شد که شما کیستید و از کجا آمده اید و چه تصمیمی دارید ؟ علی (علیه السلام ) در پاسخ فرمود :- من علی بن ابی طالب پسر عموی رسول خدا ، برادر او و فرستاده او هستم ، شما را به شهادت یکتایی خدا و بندگی و رسالت محمددعوت می کنم . اگر ایمان بیاورید ، در نفع و ضرر شریک مسلمانان هستید .ایشان گفتند :- سخن تو را شنیدیم ، آماده جنگ باش و بدان که ما ، تو و اصحاب تو را خواهیم کشت ! وعده ما صبح فردا .علی (علیه السلام ) فرمود :- وای بر شما ! مرا به بسیاری جمعیت خود تهدید می کنید ؟ بدانید که ما از خدا و فرشتگان و مسلمانان بر ضد شما کمک می جوییم : ((ولا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم ))دشمن به پایگاههای خود بازگشت و سنگر گرفت . علی (علیه السلام ) نیز همراه اصحاب به پایگاه خود رفته و آماده نبرد شدند . شب هنگام ، علی (علیه السلام ) فرمان داد مسلمانان مرکبهای خود را آماده کنند و افسار و زین و جهاز شتران را مهیا نمایند و در حال آماده باش کامل برای حمله صبحگاهی باشند .وقتی که سپیده سحر نمایان گشت ، علی (علیه السلام ) با اصحاب نماز خواندند و به سوی دشمن حمله بردند . دشمن آن چنان غافلگیر شد که تا هنگام درگیری نمی فهمید مسلمین از کجا بر آنان هجوم آورده اند . حمله چنان تند و سریع بود ، که قبل از رسیدن باقی سپاه اسلام ، اغلب آنان به هلاکت رسیدند . در نتیجه ، زنان و کودکانشان اسیر شدند و اموالشان به دست مسلمین افتاد .جبرییل امین ، پیروزی علی (علیه السلام ) و سپاه اسلام را به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم ) خبر دادند . آن حضرت بر منبر رفتند و پس از حمد و ثنای الهی ، مسلمانان را از فتح مسلمین با خبر نموده و فرمودند که تنها دو نفر از مسلمین به شهادت رسیده اند !پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و همه مسلمین از مدینه بیرون آمده و به استقبال علی (علیه السلام ) شتافتند و در یک فرسخی مدینه ، سپاه علی (علیه السلام ) را خوش آمد گفتند . حضرت علی (علیه السلام ) هنگامی که پیامبر را دیدند از مرکب پیاده شده ، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز از مرکب پیاده شدند و میان دو چشم (پیشانی ) علی (علیه السلام ) را بوسیدند . مسلمانان نیز مانند پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم ) ، از علی (علیه السلام ) قدردانی می کردند و کثرت غنایم جنگی و اسیران و اموال دشمن که به دست مسلمین افتاده بود را از نظر می گذراندند .در این حال ، جبرییل امین نازل شد و به میمنت این پیروزی سوره ((عادیات )) به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وحی شد :((والعادیات ضبحا ، فالموریات قدحا ، فالمغیرات صبحا ، فاءثرن به نقعا فوسطن به جمعا . . . )) (52)اشک شوق از چشمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سرازیر گشت ، و در اینجا بود که آن سخن معروف را به علی (علیه السلام ) فرمود :((اگر نمی ترسیدم که گروهی از امتم ، مطلبی را که مسیحیان درباره حضرت مسیح (علیه السلام ) گفته اند ، درباه تو بگویند ، در حق تو سخنی می گفتم که از هر کجا عبور کنی خاک زیر پای تو را برای تبرک برگیرند ! ))(
۹۲/۰۵/۰۱