مصطفی خاکساری

بسْم الله الْرحْمن الْرحیمْقومی از یهودیان نزد خلیفه دوم آمدند و گفتند : ((آمدیم تا از تو مطالبی را بپرسیم ، اگر صحیح جواب دادی مسلمان می شویم و از تو متابعت می کنیم ؛ خلیفه گفت : هر چه می خواهید بپرسید ؟ گفتند : ما را از قفلهای آسمان هفت گانه و کلیدهای آن آگاه کن ؛ از قبری که صاحبش را گردش داد مطلع ساز؛ از کسی که قومش را انذار داد نه از جن بود و نه از انس خبر ده ، مکانی که آفتاب فقط یک بار بر آن تابید و دیگر بر آن نتابید نام ببر؛ از پنج جانداری که در رحم خلق نشدند آگاه کن ، از یک و دو و سه و چهار و پنج و شش و هفت و هشت و نه و ده و یازده و دوازده تا توضیحات لازم را بده )) .خلیفه سرش را به زیر انداخت و چشمان خود را باز کرد و گفت : از من مطالبی می پرسید که نمی دانم ولی پسر عموی پیامبر همه سیوالهای شما را جواب خواهد داد .پس کسی را فرستاد خدمت امیرالمومنین (علیه السلام ) و از او خواست بیاید و جواب سو الهای یهودیان را بده ؛ حضرت وقتی تشریف آوردند ، خلیفه گفت : ای اباالحسن ! این قوم یهود از من مسایلی را پرسیدند که برای هیچ یک از آنان پاسخی ندارم .آنان گفتند : اگر جواب صحیح را بگویی اسلام می آوریم ، حضرت به آنان فرمود : ای قوم یهود ! سیوالات را بپرسید ، آنان همان سیوالات را دوباره تکرار کردند و حضرت فرمود : غیر از اینها سیوالات دیگری ندارید ؟ عرض کردند : نه ای پدر حسن (علیه السلام ) و حسین (علیه السلام ) .حضرت فرمود : ((قفلهای آسمان هفتگانه شرک به خدا است و کلیدش گفتن ((لا اله الا الله ))؛ اما آن قبری که صاحبش را گردش داد ، ماهی بود که یونس را در هفت دریا سیر داد؛ آنکه قومش را انذار داد ، نه از جن بود و نه انس ، مورچه ای بود که با حضرت سلیمان بن داود صحبت کرد؛ آن مکانی که یک بار آفتاب بر آن تابید و دیگر نتابید دریا بود که خداوند حضرت موسی (علیه السلام ) را از آن نجات داد و فرعون و پیروانش را در آن غرق کرد (وقتی دریا شکافته شد آفتاب تابید و بعد از غرق شدن فرعونیان دریا به هم آمده و دیگر آفتاب بر آن نتابید)؛ آن پنج موجودی که در رجم خلق نشدند : حضرت آدم و حوا و عصای موسی و شتر صالح و گوسفندی که عوض حضرت اسماعیل ذبح و قربانی شد ، می باشند .اما جواب آن دوازده تا این است : یک ، خداست ؛ دو تا ، آدم و حوا می باشند؛ سه تا ، جبرییل و میکاییل و اسرافیل است ؛ چهار تا ، تورات و انجیل و زبور و قرآن است ؛ پنج تا ، پنج نماز واجب شبانه روزی می باشند؛ شش ، آن کلام خداست که آسمان و زمینرا در شش روز خلق کرد؛ هفت ، هشت ، قول خداست که می فرماید : ((و یحمل عرش ربک فوقهم یومیذ ثمانیه )) : ((عرش پروردگار تو را بر فراز ایشان در آن روز هشت تن در بر دارند . ))(45)؛ نه ، آن آیات و معجزات بود که موسی بن عمران داشت . اما ده ، آن قول خداست : ((وواعدنا موسی ثلاثین لیله و اءتممناها بعشر)) : ((و وعده کردیم با موسی سی شب و تکیل آن به ده کردیم . ))(46) اما ، یازده قول حضرت یوسف (علیه السلام ) است که به پدرش عرض کرد : ((انی راءیت اءحد عشر کوکبا)) : ((ای پدر به خواب ، یازده ستاره را دیدم ))(47)؛ اما دوازده ، آن کلام حق است به حضرت موسی (علیه السلام ) : ((اضرب بعصاک الحجر فانفجرت منه اثنتا عشره عینا)) : ((ای موسی با عصایت بر سنگ بزن ، پس دوازده چشمه آب از آن ظاهر شد . ))(48)یهودیان از جواب سیوالاتشان خوشحال شدند و عرض کردند : ما شهادت می دهیم که خدا یکی است و پیامبر فرستاده خداست و تو پسر عموی رسول خدا می باشی ؛ سپس رو به خلیفه کردند و گفتند : ما شهادت می دهیم که علی (علیه السلام ) برادر رسول خداست و به این مقام امامت سزاوار است ، و همگی اسلام آوردند
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۵/۰۱
مصطفی خاکساری

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی