نامه پادشاه روم به عمر
سه شنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۲، ۱۰:۳۷ ق.ظ
ابن مسیب نقل کرد که ، عمر بن خطاب می گفت : ((پناه می برم به خدا از مشکلاتی که ابوالحسن ، برای حل آنها نباشد)) . این سخن خلیفه جهاتی داشت ؛ از جمله آنها ، این بود که روزی پادشاه روم به عمر نامه نوشت و از مسایلی پرسش نمود؛ عمر آن سوالات را بر اصحاب عرضه داشت ، اما کسی نتوانست جواب بدهد ، پس به امیرالمومنین عرضه داشت و حضرت فورا جواب سوالات را دادند . این چنین بود : ((این نامه ای است از پادشاه بنی الاصفر به عمر ، خلیفه مسلمانان ، پس از ستایش پروردگار پرسش می کنم از شما مسایلی را که پاسخ آن را مرقوم نمایید :1- چه چیز است که خدا آن را نیافریده است ؟ 2- خدا نمی داند ، 3- نزد خدا نیست ، 4- همه اش دهان است ، 5- همه اش پاست ، 6- همه اش چشم است ، 7- همه اش بال است ، 8- کدام مردی است که فامیل ندارد ، 9 - چهار جنبده که در شکم مادر نبودند کدام است ، 10 - چه چیزی است که نفس می کشد ، روح ندارد ، 11 - ناقوس چه می گوید ، 12- آن رونده کدام است که یک بار راه رفت ، 13- کدام درخت است که سواره ، صد سال در سایه اش راه می رود و به پایانش نمی رسد و مانندش در دنیا چیست ، 14- کدام مکان است که خورشید جز یک بار در آن نتابید ، 15- کدام درخت است که بی آب رویید ، 16- اهل بهشت می خورند و می آشامند و چیزی دفع نمی کنند؛ مانندش در دنیا چیست ، 17- در سفره های بهشت کاسه هایی که در هر یک از آنها غذاهای گوناگون است و آمیخته نمی شوند؛ مانندش در دنیا چیست ؟ 18- از سیبی در بهشت ، دخترکی بیرون می آید در حالی که از آن سیب ، چیزی کاسته نمی شود ، 19- کنیزکی در دنیا مال دو مرد است و در آخرت ، مال یکی از آنان ؛ آن چگونه است ؟ 20 - کلیدهای بهشت چیست ؟امیرالمومنین (علیه السلام ) نامه پادشاه روم را خواندند و در پشت نامه ، جواب را این طور مرقوم کردند :بسم الله الرحمن الرحیم - پس از سپاس و ستایش پروردگار؛ ای پادشاه روم ! بر مطال شما واقف شدم و من به یاری خدا و قدرتش و برکت خدا و پیامبران ، خصوصا محمد صلی الله علیه و آله و سلم آخرین فرستاده خدا ، پاسخ تو را می دهم :1- آن چیزی که خدا نیافریده قرآن است ، زیرا آن کلام وصف خداست و همچنین کتابهایی که از جانب خدا نازل شده است ، حق - سبحانه - قدیم است و صفاتش هم قدیم است .2- آن چیزی که خدا نم داند آن است که شما نصرانیان می گویید : خدا را زن و فرند و شریک است ؛ خدا فرزندی نگرفته و با او خدایی نیست ، نه والد است و نه مولود .3- آن چیزی که نزد خدا نیست ظلم است ، پروردگار به بندگان ، ستمکار نیس .4- چیزی که همه اش دهان است ، آتش است ؛ در هر چیزی افتد ، می خورد .5- چیزی که همه اش پاست ، آب است .6- چیزی که همه اش چشم است ، خورشید است .7- چیزی که همه اش بال است ، باد است .8- آن کس که فامیل ندارد ، آدم است .9- آن چهار جنبنده که در شکم مادر نبودند عصای موسی ، قوچ ابراهیم ، آدم و حوا می باشند .10- آنکه بی روح است و نفس می کشد ، صبح است ، خدای تعالی فرمود : ((والصبح اذا تنفس )) (28) : ((سوگند به صبح آنگاه که نفس می کشد)) .11- ناقوس می گوید : ((تق ، تق ؛ حق ، حق ، آهسته ، آهسته ؛ عدالت ، عدالت ؛ راستی ، راستی ؛ دنیا ما را فریب داد و در هوس انداخت ؛ دنیا دوره به دوره سپری می شود؛ نمی گذرد روزی مگر که سست می کند از ما پایه ای ، مردگان ما را خبر دادند که از این سرا کوچ می نماییم ، پس چرا ما اینجا را برای خود وطن گرفته ایم ؟ ))12- آن رونده که یک بار راه رفت کوه سیناست ، میان آن کوه و زمین مقدس (مسجد اقصی ) چند روزی راه بود ، بنی اسراییل که به فرمان موسی (علیه السلام ) آهنگ آن سرزمین داشتند نافرمانی کردند ، خدا از آن کوه پاره ای برکند و دو بال از نور برایش قرار داد و بر بنی اسراییل که در بیابان راهپیمایی می کردند سایبان شد و برابر سر آنان سیر می نمود ، چنانکه خدا در قرآن فرموده است : ((و چون کوه را از جا برکندیم و مانند سایبان بر سرشان قرار دادیم و آنان گمان کردند بر سرشان می افتد . ))(29) و موسی بنی اسراییل را گفت : چرا نافرمانی می کنید ، دست از نافرمانی بردارید وگرنه کوه را بر سرتان می افکنم ، چون توبه کردند کوه به جایش برگشت .13- درختی که سواره ، صد سال در سایه اش راه می رود و به پایانش نمی رسد ، درخت طوبی است و آن سدره المنتهی است که در آسمان هفتم است ، به سوی آن درخت ، اعمال بنی آدم بالا می رود و آن از درختهای بهشت است ، هیچ کاخی و خانه ای در بهشت نیست مگر شاخه ای از شاخه هایشدر آن آویخته و مانندش در دنیا خورشید است ، خودش یکی ست و پرتوش در همه جاست .14- مکانی که خورشید جز یک بار در آن نتابید ، زمین دریایی است که بنی اسراییل از آن عبور کردند و فرعونیان در آن غرق شدند ، در آن هنگام که خدا برای موسی (علیه السلام ) آن دریا را شکافت و آب ، مانند کوهها روی هم ایستاد و زمین دریا به تابیدن خورشید ، خشک شد سپس آب دریا به جایش برگشت .15- درختی که بی آب رویید ، درخت یونس پیغمبر است و آن معجزه ای بود که خدای تعالی فرمود : ((و اءنبتنا علیه شجره من یقطین )) : ((بر سرش درختی از کدو رویانیدیم . ))(30)16- غذا خوردن اهل بهشت که می خورند و چیزی دفع نمی کنند ، مانندش در دنیا ، بچه است در شکم مادر ، از نافش می خورد و دفع نمی کند .17- غذاهای گوناگون بهشتی که در یک کاسه است و آمیخته نمی شود ، مانندش در دنیا تخم مرغ است که سفیده و زرده آن آمیخته نمی شوند .18- دخترکی که از سیب بهشتی بیرون می آید مانندش در دنیا ، کرمکی است که از سیب بیرون می آید و سیب تغییری نمی کند .19- کنیزکی که در دنیا مال دو مرد و در آخرت مال یکی است ، مانند درخت خرمایی است که در دنیا به شرکت مال مومنی مانند من و کافری مانند توست و آن در آخرت برای من است نه برای تو؛ زیرا در آخرت ، آن درخت در بهشت است و تو داخل بهشت نمی شوی .20- کلیدهای بهشت ، ((لااله الا الله )) و محمد رسول الله )) است )) .ابن مسیب گفت : چون قیصر روم ، جواب سوالات را خواند گفت : این سخن بروون نیامده جز از خاندان نبوت ، سپس پرسید : پاسخ این سوالات را چه کسی داده است ؟ گفتند : از پس عموی محمد صلی الله علیه و آله و سلم است .قیصر روم برای امیرالمومنین نامه ای نوشت : ((سلام علیک ؛ پس از سپاس پروردگار ، بر پاسخهای شما واقف شدم و دانستم که شما از خاندان نبوت هستید و به شجاعت و علم ، متصف می باشید ، من خواهانم که دینتان را برای من شرح دهید و حقیقت روحی را که خدا در کتابتان گفته است برای من بیان نمایید ((یساءلونک عن الروح قل الروح من اءمر ربی )) ؛ ((از روح پرسش می کنند بگو روح از امر پروردگار من است )) . (31)امیرالمومنین (علیه السلام ) در جواب قیصر ، نوشت : ((پس از سپاس و ستایش پروردگار ، روح نقطه ای است با لطافت و پرتویی است با شرافت که از ساختهای آفریننده اش و قدرت پدید آورنده اش می باشد ، از گنجینه های مملکتش او را بیرون آورده و در نهاد بندگانش نهاده ، پس روح تو پیوندی است با او ، و نزد تو امانتی است از او ، هرگاه گرفتی آنچه نزد او داری ، می گیرد آنچه نزد تو دارد))
۹۲/۰۵/۰۱