نزول آیه ولایت در شاءن على و امامان (ع )
جمعه, ۴ مرداد ۱۳۹۲، ۱۱:۴۸ ق.ظ
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْابوموسى ضریر مى گوید: امام کاظم (ع ) فرمود: من به پدرم امام صادق (ع ) گفتم (مگر امیرمؤ منان على (ع ) نویسنده وصیت ، و پیامبر(ص ) دیکته کننده آن ، و جبرئیل و فرشتگان مقرب ، گواه بر آن نبودند؟!))امام صادق : آرى همانگونه بود که گفتنى ، ولى هنگام رحلت رسول خدا(ص ) وصیتى از جانب خداوند در طومارى مهر کرده (۱۸۰)از آسمان به زمین آمد، آن طومار را جبرئیل همراه فرشتگان امین الهى نزد پیامبر(ص ) آوردند، جبرئیل به آن حضرت عرض کرد: ((اى محمد! بفرما هر کس در حضورت هست بیرون رود، جز وصى تو على (ع ) که بماند و او طومار وصیت را از ما بگیر، و ما راگواه بگیرد، خودش ضامن (اجراى ) آن گردد.پیامبر(ص ) فرمود: همه حاضران در خانه بیرون رفتند، جز على (ع )، که در خانه ماند، و فاطمه (س ) در بین در و پرده بود.در این هنگام ، جبرئیل به پیامبر(ص ) چنین گفت :((اى محمد! پرورگارت سلام مى رساند، و مى فرماید، این همان طومار است که (در شب معراج ) با تو پیمان بستم و خودم گواه بودم و فرشتگان را گواه گرفتم ، با اینکه تنها گواهى خودم کافى است اى محمد!پیامبر(ص ) در حالى که (بر اثر سنگینى وحى ) لرزه بر اندام بود، به جبرئیل فرمود: ((پروردگار من ، خودش سلام (سالم از هر نقص و عیب ) است و سلام از جانب او است ، و به سوى او باز مى گردد، خداوند راست فرموده و مرحمت فرموده است ، آن طومار را به من بده .جبرئیل آن را به پیامبر(ص ) داد، و عرض کرد: آن را به على (ع ) تحویل بده ، و آن را را بخوان ، پیامبر(ص ) (یا على علیه السلام ) آن را کلمه به کلمه خواند.آنگاه پیامبر(ص ) به على (ع ) فرمود:((این پیمانى است که پروردگار با من بسته و امانت او بر من است ، من آنرا رساندم و خیر خواهى کردم و ادا نمودم )).على (ع ) و جبرئیل و میکائیل گواهى دادند، و على (ع ) ضمانت اجراى آن ، و وفا به مضمون آن را به عهده گرفت تا در روز قیامت ، جریان را به پیامبر(ع ) تحویل داده شد…امام کاظم (ع ) فرمود: در آن طومار آسمانى ، سنتهاى خدا و پیامبرش ، و حوادثى در رابطه با ستم به امیرمؤ منان (ع ) که بعد از پیامبر(ص ) رخ مى دهد، جمله به جمله نوشته شده بود، آنگاه امام کاظم (ع ) در تاءیید گفتارش ، این آیه (۱۲ سوره یس ) را خواند:انا نحن نحیى المونى ونکتب ما قدموا وآثارهم وکل شیى ء احصیناه فى امام مبین ((ما مردگان را زنده مى کنیم ، و آنچه را از پیش فرستاده اند، و تمام آثار آنها را مى نویسیم و همه چیز را در کتاب آشکار(یا در وجود امام على علیه السلام ) احصا و ثبت کرده ایم )).سپس امام کاظم (ع ) افزود: سوگند به خدا پیامبر(ص ) به على (ع ) و فاطمه (س ) فرمود: ((مگر نه این است که : آنچه به شما وصیت کردم و اجراى آن را به شما دستور دادم ، فهمیدید و پذیرفتید؟)).آنها عرض کردند: ((آرى ، و در برابر حوادث ناگوارى که بر ما وارد مى گردد صبر و استقامت خواهیم نمود)).جالب اینکه : در ذیل این ماجرا آمده : على (ع ) فرمود: سوگند به خدائى که دانه را شکافت و انسان را آفرید، من از شخص جبرئیل شنیدم که به پیامبر(ص ) مى گفت : ((اى محمد! به على (ع ) بفهمان که پرده احترام او که همان خدا و رسولش است دریده مى شود و محاسنش از خون تازه فرق سرش رنگین مى گردد)).تا این سخن را از امین وحى شنیدم ، فریاد زدم و به روبرزمین افتادم وگفتم (آرى راضى به رضاى الهى هستم ، اگر چه همه این ناگواریها رخ دهد، همه نیشها را در راه اسلام ، نوش خواهم کرد!)) (۱۸۱)به این ترتیب ، على (ع ) از همه حوادث آینده خبر داشت ، و با کمال استقامت ، خود را براى حفظ اسلام ، آماده ساخت ، و رگبار تیرهاى تلخ حوادث را به جان خرید، و آگاهانه خود را سپر اسلام نمود.
۹۲/۰۵/۰۴