هیچ را از على (ع ) پنهان نساخت
جمعه, ۴ مرداد ۱۳۹۲، ۱۱:۴۳ ق.ظ
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْحضرت على (ع ) هر روز یک نوبت ، و هر یک نوبت ، به حضور پیامبر(ص ) مى رفت ، پیامبر(ع ) با او خلوت مى کرد، و در هر موضوعى ، على (ع ) را به رموز و اسرار، آگاه مى نمود، و هیچ را از على (ع ) پنهان نساخت ، اصحاب پیامبر(ص ) مى دانستند که پیامبر(ص ) جز با على (ع ) این گونه خصوصى نبود، و غالبا على (ع ) در خانه خود بود، و پیامبر(ص ) نزد على (ع ) مى آمد، و بیشتر همنشینى پیامبر(ص ) با على (ع )، در خانه على (ع )صورت مى گرفت ، و گاهى على (ع ) به پیامبر(ص ) مى رفت ، پیامبر(ص ) زنان خود را از خانه بیرون مى کرد، و تنها با على (ع ) همسخن مى شد، ولى وقتى که پیامبر(ص ) به خانه على (ع ) مى آمد، فاطمه (س ) و پسران فاطمه (س ) (یعنى حسن و حسین ) را از خانه بیرون نمى کرد، على (ع ) هر سوال مى کرد پیامبر (ص ) پاسخ مى داد وقتى که سوالش تمام مى شد و سکوت مى کرد، پیامبر(ص ) آغاز سخن مى نمود، هیچ آیه اى بر رسول خدا(ص ) نازل نشد، مگر اینکه آن را براى على (ع ) خواند، و املاء فرمود، پیامبر(ص ) همه احکام از حلال و حرام ، و امر و نهى گذشته و آینده ، و کتابى که بر پیامبران قبل نازل شد را به على (ع ) آموخت ، على (ع ) همه آنها را به خاطرش سپرد، و حتى یک حرف آن را فراموش نکرد.سپس پیامبر(ص ) دست مبارک خود را بر سینه على (ع ) نهاد و چنین دعا کرد: ((خدایا قلب على (ع ) را از علم و شناخت و حکم و نور، پر کن )).من به آن حضرت عرض کردم : ((اى پیامبر خدا! پدر و مادرم به قربانت ، از زمانى که آن دعا را درباره من کردى ، چیزى را فراموش نکردم ، و آنچه را هم ننوشتم ، از یادم نرفت ، اکنون با این حال ترس آن هست که فراموش کنم ؟)).پیامبر (ص ) فرمود:((لا، لست اتخوف علیک النیسان والجهل )) (نه ، در مورد تو ترس فراموشى و نادانى ندارم ))(۱۷۱)
سخن راءس الجالوت در شاءن على (ع )
۹۲/۰۵/۰۴